سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
صفحه اصلی |  پست الکترونیک
فرصت ها

فاطمه دور دختر خیرالانام

همسری پیغمبره قائم مقام

اوغلی حسن ابن الامام الامام

بند دل و جانی حسین تاپدی نام

نائبه سی زینب شیوا کلام

فاطمه دور صاحب صلح و قیام

فاطمه دور مطلع و حسن ختام

فاطمه دور دردیمیزه التیام

سفره سینون ریزه خوری خاص و عام

درگه زهراده نقدری وارام

عشقینی من سیم و زره ساتمارام

خدمت ایدم هر نقدر دویمارام

قائل نوکرلیق اولام، اولمارام

کاش اولا که فاطمه اولسون آنام

آری ویرن عزت و جاه و مقام

فاطمه دور فاطمه دور والسلام

...

فاطمه بیر گوهر نایابیدور

فاطمه خورشید جهان تابیدور

کعبه که میلادگه نوریدور

فاطمه نون طوفینه بی تابیدور

فاطمه نون منکری هر رتبه ده

عمری بطالتده گچوب خوابیدور

فاطمه دور سجدیه عرشی سالان

گوهر ایمانی اونون نابیدور

فاطمه هر سجده ده معراج ایدور

ارض و سما گوشه ی محرابیدور

خانه سینون ظلمیله یانمیش دری

حضرت جبریل اوپن بابیدور

کوثری الله آدینا خلق ایدوب

چونکه اونون مهریه سی آبیدور

عشق حسینی بو حسینچی لره

قسمت ایدن مادر اربابیدور

صاحب عزاسی آقامون بیر کلام

فاطمه دور فاطمه دور والسلام

شاعر: اکبر پورآقا

 





      

جان پیمبر قیزی معصومه دی

حضرت حیدر قیزی معصومه دی

ساقی کوثر قیزی معصومه دی

موسی جعفر قیزی معصومه دی

باب حوائجدی آدی عالمه

صدقیله فریاد ایله یا فاطمه

...

برج ولا اختری معصومه دی

فاطمه ی دیگری معصومه دی

شاهیمیزون خواهری معصومه دی

ملکیمیوزون سروری معصومه دی

گنبدینه زائر ایدور زمزمه

قربان اولوم قبریوه یا فاطمه

...

آدی گلنده آپارور غملری

واله ایدور حوریلن آدملری

رشکه سالور هاجر و مریملری

رتبه ویرو، بیش ایلیور کملری

داشه نظر ایلسه غوغا ایدر

بهجتی دنیایه مسیحا ایدر!

...

قدری تحیرده قویوب عالمی

قبری تکاپویه سالور آدمی

آیت العظمی یارادور هر دمی

گنبدینون اوسته اسور پرچمی

پرچمینون نقشی بودور برملا..

..حضرت سلطان خراسان؛ رضا

...

نقل ایلیور بو خبری بیر نفر

چون سندی واردی اولوب معتبر

حضرت صادق بیزی ایلوب خبر:..

..قمدا نوه ام دفن اولاجاق خونجگر

مرقدینون دورینه صف باغلیون

گرم ایلیون یاسینی سیز آغلیون

...

عرض ایدورم سیدنا عفو ایله

عشقیدی بو قلبیمیز ایلور گله

دوزدی که قمدان تاپورام فاصله

آختارورام شامیده بیر قافله

قم نه عزیز ایتدی رضا کوکبین؟

شامیده گور فاطمه نون زینبین

...

قوللارینی باغلادیلار ویردیلار

قلب ایوینی داغلادیلار ویردیلار

یولدا نه چوخ ساخلادیلار ویردیلار

تا بالالار آغلادیلار ویردیلار

داشلار اونون قلبینی یاندیردیلار

قارداشینی قانه بویاندیردیلار

شاعر: اکبر پورآقا





      

رحمت حق، حق دانیشان دللره

هم آتالار هم آنالار یکسره

چوخ سوزی تاپشیردیلار اولادینه

باخمادیلار مدرک و اسنادینه

بیزلره تاپشیردیلار اول پاک لر

خاکه گیئدن راهی افلاک لر

فاطمه اولادینه حرمت قیلون

حرمت ساداته همیت قیلون

واردی روایت، سندی معتبر

سینه به سینه دولانور بو خبر

فاطمه اولادینه حرمت ایئدن

اجرین آلار ام ابیهائیدن

صاحب الطاف و ذوالاحترام

فاطمه دور فاطمه دور والسلام

شامل حق رحمتیدور اهل قم

جنته هم رتبه اولوب شهر قم

تا که گلوب فاطمه آیینه سی

شهر قما حضرت معصومه سی

مردم قم حرمت ایدوبلر اونا

مفخر اولوبدور اودی قم ایرانا

مفخر ایران نه، که بلکه جهان

مفخر دنیائیله هفت آسمان

مردم قم ایلدی بیر شاهکار

بو عمل و فعلیده بیر نکته وار:..

..قدر بیلر گوهریلر گوهری

دوز سود اَمن عشقه اولار مشتری

فاطمه آدلی اولان اشخاص لر

فاطمیه راجع اولان پاک لر

گلسه اگر شهریمیزه میهمان

بذل ایدروک مقدمینه هامّی جان

چون بیلیروک مظهر سلم و سلام

فاطمه دور فاطمه دور والسلام

گوزلری یولدا قالان افغان ایدر

قلب ایوینی ، غصه لری قان ایدر

خانه ی احساسی اولان داغ کیمی..

..شخصه، نه ایتسه غم هجران ایدر

چاره ی هجران فقط وصلیدور

وصل هامی غملری درمان ایدر

آیریلیقی قاتما فلک غربته

چون غم و اندوهی دوچندان ایدر

کیم اوزاق اولسا رخ دلداریدن

گوزلرینی یوللارا قربان ایدر

یولدا قالان گوزلرینون اشکینی

خرمن احساسینه باران ایدر

منتظرونده چوخ اولار نسگیلی

خاک رهی سرمه ی مژگان ایدر

اولسا اوزاق شهریده گر قارداشی

خواهر رنجیده نی گریان ایدر

قلبی دولاندا غم هجرانیدن

تیز یوزونی سمت خراسان ایدر

عرض ایلیر دربه درم یا رضا

خواهر خونین جگرم یا رضا

شاعر: اکبر پورآقا





      

 

 

ناخدای کشتی ما چون مسیحا دم بود

شر بدخواهان عالم از سر ما کم بود

من نمی گویم که حتی دشمنان هم گفته اند:

رهبر ما بهترین رهبر در این عالم بود

دوش دیدم انقلاب انقلاب شهر را!

داد می زد جلوه ام این سینه ی چاکم بود

من نه آن بیدم که با این بادها لرزیده ام

جان فدای رهبر و آیینم و خاکم بود

چاره ی هر تنگنا و سختی ام یک یا علی است

کار و بار شیعیان در هر دو عالم با علی است

شاعر: اکبر پورآقا

 





      

تقریبا شاید از سال 73 به بعد و با باز شدن پایم به مسجد حضرت ولی عصر (عج) مهدیه اسلامشهر با این جمله ی زیبای حضرت امام (ره) که فرمودند: «هر گاه نوای دلنشین تفکر بسیجی در جامعه ای طنین انداز شد، چشم طمع دشمنان و جهانخواران از آن دور خواهد ماند.» آشنا شدم.

بدون تردید و با اتکا و استناد به همه ی فرمایشات، منویات، تفکرات، اقدامات و همه و همه ی اوامر و نواهی مقام معظم رهبری کاملا به وضوح این نوای دلنشین تفکر بسیجی از ناحیه ی ایشان در جامعه طنین انداز است که به معنای واقعی کلمه چشم طمع همه ی اجانب و دشمنان کوردل و گستاخ ملت و نظام مقدس جمهوری اسلامی کور شده و کورتر هم می شود.

اگر بخواهم در مقیاسی دیگر این فرمایش حضرت روح الله (ره) را بنگرم، یاد دوست و رفیق شهیدم حاج محمود شفیعی نیک آبادی شهید مدافع حرمی که جانفدای حضرت زینب(س) شد می افتم که همیشه آماده ی مهاجرت در راه خدا بود. گویی اهمیت وافر هجرت را که در قرآن کریم قبل از جهاد بدان اشاره شده (20 توبه) را با تمام وجود درک و لمس کرده بود. هر وقت هم که از سفر باز می گشت، حضوری یا تلفنی همه ی دوستان و هم مسجدی های خود را برای دیداری دوباره هنگام نماز جماعت به مسجد فرا می خواند. پیامک هایی که برای دوستان می فرستاد تقریبا اینگونه بود: «.. سلام مهربون. خیلی وقت ندارم. نماز مغرب و عشا مسجدم و مشتاق دیدار. خدا رحمتت کنه..» اصلا انگار می دانست آدم هایی مثل من نیازمند این دعای زیباییم که خدا رحمتمان کند. کنایه ای که دنیایی حرف در خود جا داده و پشت سادگی و زیبایی اش ژرفایی به عمق تفکری ناب دارد.

گیر و دار دنیا و تعلقات آن، مشکلات و دغدغه ها و آرزوهای ریز و درشت دنیایی که بعضا تبدیل به یأس و ناامیدی شده اند و همین تفکرات منفی قبل از هر مرگ و نیستی، فنایی گناه آلود با خود به ارمغان می آوردند که به واقع تنها رحم الهی ( الا ما رحم ربی..) گره گشا خواهد بود و بس. و این دیدگاه از پس تفکر دلنشین شهید بزرگواری طلوع می کرد که با عینک خوش بینی و عنایت و محبت و رأفت به همه و همه جا نگاه می انداخت. در یکی از کلیپ های ضبط شده از نقاط محروم که برای اردوی جهادی به آنجا تشریف برده بودند، با دختر خانمی تقریبا سه یا چهار ساله به نام زینب مصاحبه کرده و بعد از مصاحبه جمله ای عجیب بیان می کند. « .. این چشم ها ( چشمان زینب کوچولو) اگر در شهر بود..» شاید حتی پدر بزرگوار این دختر خانم هم به این مطلب فکر نکرده که این شهید بزرگوار اینقدر دلسوزانه ، پدرانه و مشفقانه به چشمان معصوم و زیبا اما رنج کشیده و محروم این دختر نگاه می کند. آری، مانند همین تفکر و دلسوزی باعث شد حاج محمود به سوریه رفته و در راه خدمت صادقانه و قربت الی الله مردم مظلوم سوریه جان فدای مکتب حضرت زینب (س) شود.

نوای دلنشین تفکر بسیجی مسأله ایست که این روزها جامعه ی بشری و حتی جامعه ی ما بیش از پیش به آن نیاز دارد. نوای دلنشینی که همیشه در بزنگاه ها و در مقیاس های گوناگون خود را بروز داده و چشم طمع دشمنان را از این جامعه دور و کور ساخته است. همه ی این مطالب را عرض کردم که بگویم امروز برای ایفای دین خود و ادای امانت این تفکر بزرگ و دلنشین که روح نواز و دل نواز همه و همه است( چه آنها که متوجهند و چه آنها که نمی فهمند) برای طنین اندازی هر چه باشکوه تر این تفکر به نیابت از شهید مدافع حرم حاج محمود شفیعی به میدان انقلاب خواهیم آمد.





      

یاورم که هستی کاش باورم تو باشیّ و

ساقی و می و جام و ساغرم تو باشیّ و

اف بر این زبان ایکاش تا که زنده ام هر جا

حرف اول و حرف آخرم تو باشیّ و

چاره ساز مشکل ها نام تو بود، زین پس

آنکه نام او هر دم می برم تو باشیّ و

صحن تو شد از این رو آیینه در آیینه

تا که در حرم هر جا بنگرم تو باشیّ و

یک شب دگر ایکاش در میان مهمان ها

با من و دو فرزندم در حرم تو باشیّ و

گم شوم شبی جانا در حریم تو بینم

آنکه می کشد دستش بر سرم تو باشیّ و

گفته ای که خواهر را این چنین که خواهرجان

افتخار من این است خواهرم تو باشیّ و

یاورم تو باشیّ و از تمامی دل ها

واکنم گره ها را همچو مادرم زهرا

شعر:اکبر پورآقا





      

ببین یاری ندارم جز تو در خانه

تو شمعم باش من هم مثل پروانه

به سوزت چون بسوزم تا سحر امشب

صبا گوید که بود این بنده دیوانه

چنان مستت شوم از می گساری ها

که از دل برکشم چون نعره مستانه

چنان گردم به دور اسم زیبایت

که مسجد را کنم مانند بتخانه

نه نفرین و نه شکوه از کسی دارم

که من مست می نابم به میخانه

چنان مستم که فقر از یاد هم بردم

بخوانم از طرب من شعر شاهانه

بخر جانا مرا هم چون شهیدانت

بیا بنگر به این بد مهربانانه

تو بارانی نمی پرسی نشان ها را

نظر داری به مسجد هم به میخانه

تو بارانی که نشماری قدح ها را

بگیر از اشک پرکن این دو پیمانه

اکبر پورآقا





      

بِبُر یارب خودت دستی که بُرَّد از کسی نان را

بگیر ای منتقم نام و نشان و نان ایشان را

چه خوش گفت پیر فرزانه ز قول حضرت احمد(ص): ..

.. « به دست بسته در محشر میارند این رییسان را» *

اکبر پورآقا

 

 *اشاره به سخنان گهربار حضرت آیت الله خامنه ای ( حفظه الله تعالی) در ابتدای درس خارج فقه روز سه شنبه 27/09/97  که فرمودند: عن النبی المکرم صل الله علیه و آله وسلم: لا یومر رجل علی عشرة فما فوقهم الا جیء به یوم القیامة مغلولة یده الی عنقه؛ فإن کان محسنا فک عنه وإن کان مسیئا زید غلا الی غلّه. ( امالی طوسی، مجلس دهم، ص 246)




      

هر چند دخترم من روح پیمبرم من

چون آیه های کوثر پاک و مطهرم من

صاحب دمم چون عبد معبود اکبرم من

من دختر بتولم فرزند حیدرم من

اعجازم و عصایم، وحی ام، پیمبرم من

دردانه و عزیز موسی ابن جعفرم من

---

من رهسپار عشقم باغ و بهار عشقم

من از تبار عشقم صاحب عیار عشقم

من در کنار عشقم دار و ندار عشقم

من سوگوار عشقم من داغدار عشقم

تفسیر کاملی از آیات کوثرم من

دردانه و عزیز موسی ابن جعفرم من

---

شور و طراوتم من عشق و شرافتم من

لطف و عنایتم من جود و کرامتم من

 شأن و لیاقتم من عفو و شفاعتم من

سرتا به پا چو زهرا هر دم قیامتم من

فرزند حیدرم من محبوب داورم من

دردانه و عزیز موسی ابن جعفرم من

---

عشق عالمینده ماه ام، عشاقه کوکبم من

عرفان و دینه برهان، ایمان و مذهبم من

هر چند علم به دوش قرآن و مکتبم من

قربانی حسین و سرباز زینبم من

ظلمه باش اگمرم من زهرای دیگرم من

دردانه و عزیز موسی ابن جعفرم من

---

زهرای دیگرم من در عشق رهبرم من

شیر دلاورم من از شیر برترم من

دارم به قم حرم من مانند مادرم من

ذی جود و ذی کرم من علامه پرورم من

دل خسته می خرم من تا عرش می برم من

دردانه و عزیز موسی ابن جعفرم من

---

یارب بیا توان ده این بال و این پرم را

بگذار برفرازم در آسمان سرم را

 دادم قسم به ندبه من حق مادرم را

قسمت نما دوباره بینم برادرم را

آخر چو خواهرم دل، تنگ برادرم من

دردانه و عزیز موسی ابن جعفرم من

---

یابن الشبیب! بنگر من هم عزا گرفتم

بنگر عزای آن «سر از تن جدا» گرفتم

در بین مقتلش رو بر خیمه ها گرفتم

من راه کربلا را از نیزه ها گرفتم

بنگر که سوگوار آن شاه بی سرم من

لب تشنه زیر لب گفت: ای وای دخترم.. من..

---

ای وای بر یتیمی گریان و خسته باشد

در کنج یک خرابه در غم نشسته باشد

ای وای بر یتیمی که دست بسته باشد

هم صورتش کبود و پهلو شکسته باشد

گوید که عمه می گفت: مانند مادرم من

دلبند اکبرم من در سو گ اصغرم من

اکبر پورآقا





      

سنی ماهلن اولدوز اوخشار دیان

ایشیخ گون سنه سینه داغلار دیان

سنون و مهر چادر نمازون گورر

بالالار سنی اوخشار آغلار دیان

غریبیم، غریبانه گیتمه دیان

غریبم یوخومدور مددکار دیان

بو قان یاش توکن گوزلریمدن اوخی

بیر دنیا اورکده سوزوم وار دیان

«چه کم دارد این زندگانی بمان

عزیزم تو خیلی جوانی بمان»

وداع ایلمه ای نگاریم، دیان

گیدور سنسیز الدن قراریم، دیان

دیان غم گونونده منیم یاوریم

دونوبدور خزانه بهاریم، دیان

سنیلن گیدور الدن ای سوگولوم

منیم جان و دار و نداریم، دیان

نجه من مزاره قویوم جانمی

منیم پرپر اولموش عذاریم دیان

«ببین می توانی بمانی بمان

عزیزم تو خیلی جوانی بمان»

اکبر پورآقا





      
   1   2   3   4   5   >>   >



پیامهای عمومی ارسال شده

+ آزار یتیم!!؟ یتیمه و سه ساله یک گوهر چرا به او روا شــــده آذر؟ مگر خدا نگفته در قــرآن! فَـأَمَّا الْیَتیمَ فَلا تَقْــــــــهَرْ* اکبر پورآقا (*هرگز یتیم را میازار آیه ی 9 سوره ی ضحی)